اکنا : نايب رئيس انجمن قلم ايران گفت: مخملباف در فيلمي چنان فضايي از افغانستان ساخت كه هر كسي با ديدن آن به اين نتيجه قطعي ميرسيد كه بايد يك ناجي اين مردم را نجات دهد و اين مساله در راستاي زمينهسازي فرهنگي براي حمله آمريكا و ناتو به افغانستان بود.
به گزارش اکنا به نقل از خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس «توانا»، محمدرضا سرشار نويسنده، نايب رئيس انجمن قلم ايران و رئيس هيأت علمي «گروه ادبيات و انديشه» پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي است كه در ادامه گفتگوي تفصيلي با فارس در خصوص واكاوي جنگ نرم و زمينههاي آن مطالبي را بيان كرده است.
*پرورش نيرو از راههاي كند كردن جريان جنگ نرم فرهنگي است
نايب رئيس انجمن قلم ايران گفت: يكي از راههاي كند كردن جريان جنگ نرم فرهنگي اين بود كه از ابتداي حاكميت نظام شروع به پرورش نيرو در عرصه هنر و فرهنگ ميشد.
وي افزود: يكي از مراكز پرورش نيرو، دانشگاهها بودند كه هرگز انقلاب فرهنگي مورد نظر امام (ره) در آنجا محقق نشد .و مشكل اصلي ما در رابطه با رشتههاي علوم انساني است.بنده به عنوان كسي كه هم در دانشگاه در رشته هنر، درس خوانده و هم تدريس كردهام مي گويم كه غربزدهترين رشتهها در دانشگاههاي كشور، رشتههاي علوم انساني و به طور خاص سينما و نمايش و ديگر هنرهاي از اين سنخ هستند.
وي افزود: تمام منابع مادر، در رشتههاي جامعه شناسي، روانشناسي، اقتصاد، سياست، هنر و ادبيات داستاني و شعري ترجمه اي است. اين در حالي است كه علوم انساني به هيچ عنوان از جهانبيني و ايدئولوژي جدا نيست. به اين معني كه - به طور مثال - امكان ندارد حتي در شگرد داستاننويسي كه ياد داده ميشود به همراه آن جهانبيني و ايدئولوژي غربي القا نشود.
سرشار ادامه داد: يا مثلا اقتصاد به طور كامل ايدئولوژيك است.هم اقتصاد سرمايهداري و هم اقتصاد سوسياليستي وجود دارد . بسياري از افراد معتقد هستند كه مقدمه ليبراليسم فرهنگي- بر اساس قسمتي از نظريات ماركس ؛ كه درست هم به نظر ميرسد -، ليبراليسم اقتصادي است.
هاشميرفسنجاني زماني كه روي كار آمد به طوروسيع مبناهاي اقتصاد ليبرالي را در ايران پياده كرد ؛ و بعد از او هم اين جريان ادامه داده شد.بخشي مهم از عوارض منفي فرهنگي حاكم بر جامعه را بايد در همين سياستهاي غلط اقتصادي جستجو كرد.
*تزهاي هاشميرفسنجاني، همان تزهاي اوايل سرمايهداري غرب بود
سرشار گفت: بعضي از تزهاي هاشميرفسنجاني، همان تزهاي اوايل سرمايهداري غربي بود .مثل اين تز كه به هر ميزان مصرف زياد شود توليد زياد خواهدشد و اقتصاد رونق خواهد گرفت، كه هاشميرفسنجاني به صراحت آن را تبليغ ميكرد . در حالي كه اساسا ترويج مصرفگرايي خلاف شرع است . و موضوع بدتر ، مسئله خصوصيسازي با آن شتاب و شكل بي حساب و كتاب و بي در و پيكر بود.
وي افزود: درست است كه اصل 44 در قانون اساسي بر خصوصيسازي تأكيد ميكند تا دولت را از شكل يك كارفرماي بزرگ بيرون آورد ؛ اما در زمان رياستجمهوري هاشميرفسنجاني خصوصيسازي به بدترين شكل انجام ميشد و كارخانه ها و شركتهاي متعلق به بيتالمال در موارد بسياري به ثمن بخس به مديران دولتي و از اطرافيان دولتمردان واگذارشد ؛ كه از مصاديق آن كارگزاران سازندگي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بودند.و ديديم كه بعدا بخشي از همين سرمايه ها چگونه در انتخاباتها و غير آن صرف مقابله با اساس نظام و انقلاب و ايجاد بلوا و آشوب شد.
وي افزود: خصوصيسازي در زمان هاشمي بعضا به اين شكل بود كه در ازاي واگذاري موسسات دولتي يا ابتدائا از خريدار آشنا و وابسته به آقايان بعضا پولي گرفته نميشد وقيمت موسسه را قسط بندي ميكردند و با وامهاي كلاني كه با شرايط سهل و ممتاز در اختيار خريدار قرار مي دادند و نيز از طريق وصول سودي كه خريدار بعدها از آن كارخانه يا شركت به دست ميآورد قسطهاي آن را پرداخت ميكرد .كه اين ديگر هيچ ربطي به اقتصاد سرمايهداري و ليبرالي هم ندارد .بلكه نوعي تاراج سرمايه هاي ملي بود.
*وضعيت فرهنگي به جايي رسيده كه فاميل روستازاده ما به دنبال پانسيون فرزند نوجوانش در يك كشور اروپايي است
وي افزود: يك نتيجه ليبراليسم اقتصادي اين است كه وقتي يك دفعه پولدار ميشوي بايد آن را خرج كني .حد خرج كردن در داخل كشور هم كه معين است .يعني هر اندازه كه پولهاي بادآورده خرج شود، تمام نميشود. از اينرو به اجبار بايد به دور دنيا سفر كرده و مدام در مظاهر زندگي مثل خانه و ماشين و ... ايجاد تغيير شود.
نايب رئيس انجمن قلم ايران ادامه داد: يكي از آشنايان ما كه روستازاده است و با تلاش خود به منصبي دولتي رسيده است اين موضوع را مطرح ميكرد كه:احساس ميكنم فرزندم در ايران تلف ميشود و ميخواهم در كشور ... پانسيونش كنم تا در آنجا درس بخواند و اين از نتايج جنگ نرم است.
يعني يك روستايي كه خود به سختي درس خوانده ، اكنون در اثر تحصيل سريع ثروت كلان كارش به جايي رسيده كه احساس مي كند حتي شهرهاي بزرگ ايران براي بچه وي كه در مقطع راهنمايي تحصيل ميكند تنگ است!اين موارد واقعيات روانشناسي و جامعهشناخي است كه در تحليلهاي سياسي مربوط به شرايط فعلي كشور - خاصه در مورد طبقه نوخاسته و تازه به دوران رسيده - بايد مد نظر جدي قرار گيرد.
*خاتمي در زمان وزارت ارشاد ويدئو را داراي مصيبتهاي بسياري ميدانست
سرشار در ادامه درباره تهاجم فرهنگي و جنگ نرم عليه ايران گفت: در 15 سال اخير تهاجم وسيع فرهنگي صورت گرفته كه آغاز آن با ماهواره بود و اكنون نيز با اينترنت كامل شده است و تعبير دهكده جهاني را به طور كامل محقق ميكند. به طوري كه از نظر فرهنگي عملا مرز و حائلي براي كنترل كردن يا نكردن باقي نمانده است.
وي افزود: زماني كه خاتمي وزير ارشاد بود در طي مصاحبهاي با روزنامه جمهوري اسلامي مصيبتهاي فرهنگي و اخلاقي بسياري را براي ويدئو برشمرد مبني بر اينكه اگر ويدئو وارد خانهها شود مردم دچار مشكل بزرگي خواهند شد . از اين رو ارشاد از ورود ويدئو به كشور جلوگيري كرد و خريد و فروش آن ممنوع شده بود. اما نظرات فعلي او را ببينيد!
اين نويسنده باسابقه كشور ادامه داد:موثرترين راه متدينان براي مقابله با اين شبيخون بي امان اين است كه در حداكثر ممكن روي خانواده و تربيت فرزندان وقت گذاشته و سرمايهگذاري كنند و تا حد امكان راههاي نفوذ شيطان را ببندند. يكي از كم هزينه ترين و موثرترين اين اقدامات تسهيل ازدواج جوانان در سنين پايين است.جواني كه ازدواج كرده بسيار كمتر در معرض انحراف قرار ميگيرد و بنظر من بيش از 50 درصد از مشكلات تهاجم فرهنگي با ازدواج سهل و آسان در سنين پايين - نوجواني - حل ميشود.
سرشار ادامه داد: شايد ورود به مباحثي مثل تعدد زوجات يا ازدواج موقت از نظر وجهه اجتماعي براي مسئولان خطرناك باشد. اما بايد پذيرفت كه بخش مهمي از مشكلات اخلاقي موجود در جامعه، ناشي از تعطيل كردن اين حلالهاي خدايي - با شرايطش - است.همچنين ما بايد رجعت مجددي به مساجد به عنوان اصلي ترين پايگاههاي اجتماعي خود بكنيم.
*روال قهرمان سازي توسط سازمان جاسوسي آمريكا در كتابي منتشر شده است
دبير انجمن قلم ايران در ادامه درباره چهره و قهرمان سازي در كشورهاي مختلف براي تاثير گذاري بر فرهنگ و سياست آن كشورها مطالبي را بيان كرد.
وي افزود: در باره فعاليتهاي فرهنگي سازمان ضدجاسوسي آمريكا كتاب قطوري وجود دارد به نام "جنگ سرد فرهنگي "كه ساز و كار جريان سازي فرهنگي و قهرمان سازيهاي مجعول را در كشورهاي - خاصه - بلوك شرق نشان ميدهد .مركز آنها در آلمان بود اما از آمريكا هدايت ميشدند و با چهرههاي هنري، ادبي و فعال در ساير رشتههايي كه نزديكي فكري با آنها داشتند ارتباط برقرار كرده و با رانتهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي اين افراد را بزرگ ميكردند و به كار مي گرفتند.
سرشار ادامه داد: براي مثال در اين كتاب چگونگي فراگيرشدن موسيقي آمريكايي در دنيا بيان شده است. وقتي موسيقي آمريكايي مثل جاز كه از نمادهاي فرهنگي اين كشور است در دنيا فراگير شود يعني يك وجه فرهنگي آمريكا فراگير شده است كه بسياري از موارد ديگررا به دنبال مي آورد.
وي افزود: در كشورهاي جهان سوم و يا در حال توسعه روي اين قضيه بسيار كار كردند و در كشور ايران عمده سرمايهگذاريها در مورد چهرههاي متمايل به غرب از طرف آمريكا و اروپا صورت ميگرفت، و كار روي چهره هاي متمايل به بلوك شرق از طرف شوروي و چين بود . از خارج از كشور روي اين چهرهها سرمايهگذاريهاي بسياري صورت مي گرفت . يكي از معروفترين اين چهرهها صادق هدايت بود كه من در " راز شهرت صادق هدايت "، ساز و كارهاي عام به شهرت رسيدن اين گونه افراد را ذكر كردهام.
سرشار ادامه داد:گاه با مطرح كردن نامها و جايزههايي كه در سطح دنيا به افراد داده ميشود به اين كار مبادرت مي كنند.كه آخرين نمونه آن شيرين عبادي يا برخي از كارگردانان مثل جعفر پناهي يا محسن مخملباف است . كه با جايزه دادن به آنها در جشنوارههاي سطح پايين شروع كرده و فيلم آنها را مطرح ميكنند و بعد آرام آرام آنها را ارتقا مي دهند تا اينكه مثلا سفير صلح (!) ميشوند و در مذاكرات سياسي آنها را شركت ميدهند . يا اينكه به فردي جايزه نوبل ميدهند و از اين طريق هم او را به ثروت كلاني مي رسانند و هم از او چهره اي بين المللي درست مي كنند تا در مقاطع حساس سياسي از وي بهره برداريهاي مورد نظر خود را بكنند.
*شايد روزي ارتباط فيلم مخملباف با حمله آمريكا به افعانستان آشكار شود
وي افزود: جايزه نوبل مصونيت صد در صد سياسي در سطح جهان براي شخص ايجاد ميكند. به اين معني كه اگر فردي كه جايزه نوبل را دريافت كرده هر حرفي را مطرح كند به وي به عنوان يك فرد معمولي نمينگرند و دولتها نيز نميتوانند با اين برندگان برخوردي حتي قانوني داشته باشند. چرا كه اگر مثلا وي را دستگير كنند بسياري از روشنفكران و دولتهاي غربي و متمايل به غرب دنيا عليه آن دولت برميخيزند .از اين رو براي چنين فردي مصونيت سياسي، مقبوليت اجتماعي، شهرت و ثروت با هم ميآيد.
سرشار گفت: در بعضي جايزهها مثل نوبل، نزديك به يك ميليون و دويست هزار دلار يعني يك ميليارد و دويست ميليون تومان فقط مبلغ مالي اين جايزه است. كه پشتوانه مالي به فرد ميدهد تا نگران معيشت خود نباشد كه اگر وارد مبارزه شد با مشكلي در زندگي رو به رو نشود، سپس از طريق اين برندگان الگو درست ميكنند و به ساير روشنفكران آن جامعه نيز اين را القا ميكنند كه اگر شما هم ميخواهيد از اين شهرت و امكانات بهرهمند شويد بايد همين راهي را برويد كه اين آقا يا خانم رفته است.
نايب رئيس انجمن قلم ايران گفت: ساز و كار قهرمانسازي بسيار پيچيده است .به طوري كه حتي تفهيم آن به افراد عادي مشكل است؛ و اينها اغلب وقتي متوجه كنه ماجرا مي شوند كه كار از كار گذشته و دشمن استفاده خود را از اين ماجرا كرده است.البته روي نيروهايي كه خيلي بياستعداد هستند سرمايه گذاري نميكنند. يعني شخص بايد حداقل استعداد متوسطي در رشته خود داشته باشد .اما به گونهاي آنها را جلوه ميدهند كه گويا نوابغ آن رشتهها هستند.
وي با بيان اينكه نقش مخملباف در زمينهسازي رواني ، فرهنگي و سياسي براي حمله آمريكا و ناتو به افغانستان را نميتوان فراموش كرد افزود: مخملباف در فيلمي كه راجع به افغانستان ساخت آنچنان فضايي را از اين كشور درست كرده بود كه هر كس آن را ميديد به اين نتيجه قطعي ميرسيد كه لازم است يكي به نجات اين مردم برود.
سرشار گفت: قبل از حمله آمريكا به افغانستان اين فيلم ساخته شد و از طرف آمريكاييها هم تحويل گرفته و تبليغ شد. و شايد روزي ربط و اسناد مربوط به ارتباط اين فيلم با حمله آمريكا و ناتو به افغانستان آشكار شود.
*در واقع با درايت نظام برخي جوايز سياسي به شاملو تعلق نگرفت
سرشار در ادامه درباره درايت نظام در برخورد با اين مسايل گفت: بعضيها را تحريك ميكردند و به آنها ميگفتند كه اگر اين كار را انجام دهيد فلان امكان يا فلان جايزه را به شما ميدهيم كه در مورد احمد شاملو هم چنين اتفاقي افتاد.
سرشار ادامه داد: اسم شاملو چند بار به عنوان كسي كه قرار است به وي جايزه نوبل تعلق بگيرد مطرح شد اما با درايت خاص نظام اين فرد نتوانست اين جايزه را ببرد.
وي افزود: افرادي مثل شاملو در خارج از كشور عليه ايران صحبت ميكردند و تهمتهايي كه وجه حقوقي و قضايي داشت و قابل پيگيري بود بيان ميكردند و سپس به ايران برميگشتند تا دستگير شوند و از اين طريق وجهه اي سياسي و آزاديخواهانه براي آنها جعل شود. اما با توجه به دستور مقامات نظام آنها را بازداشت نميكردند؛ و به اين شكل جايزه مورد نظر به آنها تعلق نميگرفت.
سرشار ادامه داد: در مورد موسوي، كروبي و خاتمي و بعضيهاي ديگر هم همينطور است. آنها كارهايي انجام ميدهند تا دستگير شوند اما نظام با وجود هزينههاي سنگيني كه ميپردازد آنها را دستگير نميكند تا از آنها قهرمانهي قلابي مورد نظر دشمنان نظام و استكبار جهاني درست نشود. هر چند شخصا اين سياست را نمي پسندم و آن را عادلانه نمي دانم.
|