• اتــــفاقیه خراسان شمالی همراه با شما در راستای رشد و توسعه استان
  • امام هادی (ع): اعتبار مردم در دنیا به مال است و در آخرت به عمل.
جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۸۹

نسخه PDF نشریه


1186.jpg
1

1





آگهی
آگهی


به استقبال جشنواره   
تهران امروز PDF چاپ نامه الکترونیک
يكشنبه ۰۴ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۴

اکنا:جشنواره و يک دهه خاطره - 1377

بهمن سال 1377؛ دو فيلم فرياد ساخته مسعود كيميايي و دختري با كفش‌هاي كتاني ساخته رسول صدرعاملي به جشنواره نرسيدند.

 

ابراهيم حاتمي‌كيا با روبان قرمز و مجيد مجيدي با رنگ خدا به جشنواره رونق بخشيدند. فريدون جيراني با قرمز يك پرفروش خوش‌ساخت را عرضه كرد و دو جايزه بازيگري را هم براي محمدرضا فروتن و هديه تهراني به ارمغان آورد. عليرضا داوودنژاد با مصائب شيرين و با جمع خانواده‌اش ثابت كرد كه سينماي ارزان هم مي‌تواند مخاطب خود را پيدا كند. داوودنژاد با اين فيلم مسير فيلمسازي خود را تغيير داد كه با فيلم‌هاي بهشت از آن تو و بچه‌هاي بد سه‌گانه‌اش را كامل كرد. رسول ملاقلي‌پور با هيوا كلي جايزه درو كرد اما فيلمش به دل ننشست. فيلمي بود كه پلان به پلانش داد مي‌زد كه براي جبران شكست همه‌جانبه كمكم كن ساخته شده است. تهمينه ميلاني پس از سال‌ها دوري از سينما با دوزن،‌ جايزه بهترين فيلمنامه را گرفت كه حقش بود اما نيكي كريمي براي بار چندم از سيمرغ بلورين محروم ماند. كمال تبريزي با شيدا بهترين نيم‌ساعت اول جشنواره را رقم زد. يك عاشقانه معركه اما از جايي كه قضيه ازدواج اجباري پيش مي‌آيد، فيلم به يكباره سقوط مي‌كند. حتي بازي خوب ليلا حاتمي هم نمي‌تواند فيلم را سامان بخشد. حميد جبلي با پسر مريم ثابت كرد كه تنها يك بازيگر توانا نيست و مجتبي راعي هم با جنگجوي پيروز، ثابت كرد كه تولد يك پروانه تنها يك اتفاق بوده است.

 

جشنواره و يک دهه خاطره - 1378

بهمن سال 1378؛ باز هم بزرگان جمعند. بي‌صبرانه منتظر نمايش اعتراض ساخته مسعود كيميايي بودم. سينما صحرا غلغله بود. جواد طوسي هم بود. مي‌گفت كه چند فصلي از فيلم را سر ميز تدوين ديده است. اعتراض را مي‌بينم. كيميايي كولاك كرده. داريوش ارجمند، مجيد انتظامي،‌ اصغر رفيعي‌جم، مهدي فتحي، پارسا پيروزفر،‌ بيتا فرهي و... حرف ندارند. آخرين فيلم كيميايي بهترين فيلم بعد از انقلاب اوست. فيلم تا يكي، دو روز مانده به پايان جشنواره با 85 درصد آراي خوب در صدر جدول انتخاب تماشاگران بود. اما روزهاي آخر دو فيلم متولد ماه مهر و عروس آتش به ناگهان جايش را گرفتند! احمدرضا درويش در متولد ماه مهر يك كارگردان توانا نشان داد. محمدرضا فروتن و ميترا حجار عالي ظاهر شدند اما دو پارگي، ضعف اساسي فيلم بود. يك نكته جالب هم در فيلم وجود داشت. درويش با حسن پويا و محمدرضا عليقلي نيمه‌دوم فيلم را به اين جهت ساخت كه ثابت كند مي‌تواند يك روبان قرمز ديگر بسازد. با همان عوامل اما اين كجا و آن كجا. عروس آتش ساخته خسرو سينايي به‌رغم اينكه به لحاظ بصري و ميزانسن، فرسنگ‌ها از سينما دور بود، اما يك فيلمنامه محكم داشت و يك بازيگر توانا به سينماي ايران معرفي كرد: حميد فرخ نژاد. داريوش مهرجويي با ميكس، آن مهرجويي سابق نبود. اما مهرجويي در دختردايي گمشده - يكي از اپيزودهاي قصه‌هاي كيش - يك فيلم سراسر بي‌منطق مي‌آفريند. يك بي‌منطقي كاملا منطقي. يك فيلم سرگرم‌كننده تمام عيار با تصاوير محشر كلاري و يك موسيقي به‌يادماندني ديگر از ناصر چشم‌آذر.

سه، چهار سال پيش از ابوالحسن داوودي پرسيده بودند اگر همه شرايط آماده باشد و اگر آزادي كامل داشته باشي چه فيلمي مي‌سازي؟ گفته بود: يك فيلم عاشقانه تمام‌عيار و شرايط آماده شد و داوودي عاشقانه‌اش را ساخت: مرد باراني. عاشقانه داوودي به‌رغم كلاس بالايي كه داشت، ماجراي عشق ميانسالي بود كه شايد به درد جوان‌ها نمي‌خورد اما فيلم، فرامرز قريبيان را پس از مدت‌ها، بار ديگر سر زبان‌ها انداخت و مهتاب كرامتي را يك ستاره جديد معرفي كرد.

مسعود جعفري جوزاني با بلوغ براي اولين‌بار به شهر آمده بود و دغدغه‌هاي آدم‌هاي شهرنشين را به تصويركشيده بود. فيلم شخصيت‌ها و داستان‌هاي فرعي زيادي داشت اما جوزاني با مهارت هرچه تمام‌تر آدم‌هايش را دور هم جمع كرده و با يك يك پايان‌بندي محشر فيلمش را به پايان رسانده بود. حسين ياري عالي بود و ويشكا آسايش از زير سايه قطام آمده بود بيرون. او بازيگر قدرتمندي است. اين توانايي‌اش را همان سال در فيلم عشق + 2 ثابت كرد. پرويز پرستويي در موميايي3 همه را خنداند. خنده‌اي از ته دل با يك نقش آفريني متفاوت ديگر از بازيگري كه يواش يواش شد بهترين بازيگر سينماي ايران. محمدرضا هنرمند در موميايي3 سعي كرده بود يك كمدي جذاب و يكدست خلق كند. كمابيش به هدفش رسيده بود اما فيلم به پاي مرد عوضي نرسيد.

 

جشنواره و يک دهه خاطره - 1379

بهمن سال 1379؛ از بزرگان فقط بهرام بيضايي حضور دارد با فيلم سگ كشي. يك تريلر تمام‌عيار كه البته مي‌توانست اين همه ادا و اصول نداشته باشد و داستان زيبايش را مي‌توانست راحت‌تر و بدون صحنه‌پردازي‌هاي شلوغ تعريف كند اما مژده شمسايي پس از 9 سال بار ديگر يك بازي ماندگار از خود به جا مي‌گذارد. فصل اعتراض او پس از تجاوز، نهايت توانايي اوست. مجيد مجيدي با باران، بهترين مجيد مجيدي بود. به‌خصوص در نيمه اول. يك عاشقانه معركه. محمد داوودي و احمد پژمان كولاك كرده بودند. به‌رغم اينكه فيلم در نيمه‌دوم به‌شدت افت كرد اما مجيدي فيلمش را به زيبايي به پايان رساند. عليرضا داوودنژاد با بهشت از آن تو اعصابم را خرد كرد. فيلمي كه به هيچ وجه سينما نبود. كليپ‌هايش مي‌توانست جداگانه و قبل از نمايش فيلم‌هاي جشنواره پخش شود اما تجمع اين همه كليپ در فيلمي كه نه داستان دارد و نه تصاويرش قانع‌كننده است، به هيچ وجه قابل قبول نيست. تهمينه ميلاني با نيمه‌پنهان نشان داد كه سينما و ميزانسن را هم مي‌شناسد. فيلم به مراتب بهتر از دوزن بود. نيكي كريمي و آفرين بهترين بودند اما موسيقي فيلم بدترين موسيقي متني بود كه در جشنواره شنيدم. يك موسيقي بي‌دليل پرحجم كه در اكثر مواقع زودتر از موعد مقرر روي تصاوير مي‌آمد و بي‌جهت حس صحنه را تشديد مي‌كرد. يك موسيقي ناشيانه از يك آهنگساز تازه كار. آخر بازي ساخته همايون اسعديان بهترين ساخته سازنده‌اش است. يك فيلم شخصي خوب و دوست‌داشتني. اسعديان فيلم خودش را ساخته بود. با يك اكيپ جوان و تازه‌نفس. از این میان حامد بهداد بعدها سرو صدا به‌پا می‌کند اما فيلم شايسته نامزدي در 11 رشته نبود. سامان مقدم در نيمي از فيلم «پارتي» عالي است و در نيمي ديگر ضعيف. «پارتي» در بعضي لحظات از سياوش بهتر است و در بعضي لحظات ضعيف‌تر. فيلم يك تدوين ماهرانه هم از محمدرضا موييني داشت. داوود ميرباقري «در مسافر ري» يك امام‌علي ديگر ساخته بود. بي‌كم‌و‌كاست و بي‌حرف تازه‌اي. ديالوگ‌ها همچنان شنيدني بود. داريوش ارجمند بدترين داريوش ارجمند بود و ويشكا آسايش بهترين و جمشيد هاشم‌پور متفاوت‌ترين.

+/-
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
+/- نظر ها
افزودن جدید جستجو
 
کليه حقوق اين سايت متعلق به هفته نامه اتفاقیه خراسان شمالی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright©2008-2009 Ekna.ir. All rights reserved. Powered By ArtinCo